## دنبال پرتقال فروش نگردید!
### چرا یک برنامه نویسِ 10 ساله، شغل خوب پیدا نمی کند؟
شاید برای شما هم پیش آمده که با خود بگویید: «من که این همه بلدم! از لحظه دوبار کلیک روی آیکون برنامه تا وقتی پراسس ها وارد سی پی یو می شوند را بلدم. تعداد هسته ها را با تردها مقایسه می کنم، دستی مدیریتشان می کنم، ددلاک، سینگل ترد، مولتی ترد، اج کیس ها، اصول مهندسی نرم افزار و دیزاین پترن ها را بلدم. پس چرا حتی یک مصاحبه از یک شرکت خوب نمی تونم بگیرم؟»
جواب یکم سنگینه ولی واقعی٬ تحملش رو دارید؟: مشکل از تخصص شما نیست؛ مشکل اینه که فقط کد بلدید، اما بازاریابی بلد نیستید.
شما نمی تونید خودتون را پرزنت کنید و نظر یک Head Hunter یا Recruiter را جلب کنید. این یک مهارت مجزاست که اکثر ما از آن غافلیم.
---
### ماجرای دوره ای که از 16 نفر به 3 نفر رسید!
از یک سال قبل از این پست تعدیلات شروع شد و یک سالی خیلی از برنامه نویس ها بیکار شدن٬ خب حالا تصور کنید که یک برنامه نویس که 15 سال هم سابقه داره اما خانواده هم داره٬ اجاره خونه هم میده٬ غذا هم باید بخوره٬ لباس هم باید بخره و ... پول ورودی به زندگیش شده صفر بعد از گذشت یک سال شرکت ها و مشتری ها دیدند نمیشه با این وضعیت ادامه داد٬ بالاخره باید کج دار و مریض ادامه داد٬ جا داره از مهندسین واقعی کشور هم تشکر کنم که واقعا زحمات خیلی زیادی کشیدن.
بالاخره شروع شد به جذب نیرو و کم کم پیدا کردن نیرو برای انجام پروژه اما٬ اما٬ اما! با یک تفاوت بزرگ٬ این متخصص عزیز ما یک سال ورودیش صفر بوده حالا اگر بهش بگن 20 تومن حقوق میدم باز هم از صفر بهتره خب٬ مجبوره که بره سر کار اونم با منت.
دوستان نزدیک داستان من رو میدونن و حدود 6-7 ماهی رو به انتخاب خودم خواستم بیکار بمونم و استراحت کنم٬ اما دوستان اخبار رو برای من میفرستادن و خب درسته تو شهرستان زندگی میکردیم ولی اینترنت اختراع شده و اتفاقا سایت های کاریابی هم همینطور٬ حقوق ها رو که میدیدم و توضیحات پوزیشن رو میخوندم دیگه کار از باز موندن دهن میگذشت!
حالا متخصص عزیز ما حساب کتاب میکنه میگه 20 بالاتر از صفر٫ منم مجبورم و میره سر کار که البته همون زمان در لینکدین اخطار دادم و عرض کردم که یک مدت دیگه شرکت های عزیز خودتون بیچاره می شید٫ یادتونه وقتی هوش مصنوعی اومد چه وضعی پیش اومد؟ نیروی متخصص چرا؟ جونیور کافیه دیگه٬ کل پروژه رو هوش مصنوعی انجام میده٬ حداقل 10-12 تا پروژه رو که مطلع بودم تا پارسال که الان توی گسترش پروژه موندن و به هر متخصصی میگن بیا فلان فیچر رو بهش اضافه کن کسی قبول نمیکنه و میگه باید از اول نوشته بشه٬ عزیزان گارد گرفتن که تو بلد نیستی از هوش مصنوعی استفاده کنی٬ گذر زمان نشون میده کی چی بلده٫ بگذریم! یکی از کارهایی که سالها بی سر و صدا انجام میدادم منتورینگ مهاجرتی بود٬ اشتباه نشه من کارم مهاجرت دادن عزیزان نیست٬ بنده آموزش میدم که چطور بتونید جاب آفر بگیرید حالا چه تو شرکت های خوب ایرانی چه خارجی و امتیازم هم 100 از 100 بوده چون بی سر و صدا کار کردم و ثبت نامی نبوده٬ خودم شخص رو انتخاب میکردم اونم به این دلیل که هر کسی تحمل و صبر این روند رو نداره که در ادامه می خونید.
ما دوره ای راه انداختیم برای اینکه یاد بگیریم چطور خودمون را پرزنت کنیم و کلا همون بحث منتورینگ، طوری که شرکت ها خودشان به ما پیشنهاد بدن٬ سال گذشته این دوره برای هر نفر 50 تومن بود ولی بخاطر اینکه هم وظیفه و هم کاری که از دستم بر میومد رو انجام داده باشم و هم تعدادی از متخصصین رو از بیگاری دادن به شرکتها نجات بدم قرار شد با مبلغ یک میلیون تومن انجام بدیم٬ دوره با 16 نفر شروع شد و الان به 3 نفر رسیده است و در این لحظه که دارم مینویسم یک نفر مونده توی گروه!
این اولین باری بود که به صورت گروهی کار می کردم. معمولاً هر فرد را جداگانه می سنجیدم که آیا «مرد کار» هست یا نه، بعد قبولش می کردم. اما این بار، برای کمک به عزیزان و جلوگیری از سوءاستفاده شرکت ها، تصمیم گرفتم هر کسی ثبت نام کرد را بپذیرم. مطمئن بودم که تعدادی الک می شن، ولی حیف که تعدادش اینقدر زیاد بود.
اگر فکر می کنید با فیلم دیدن و تخمه شکستن، یک شرکت خفن می آد در خونه شما رو می زنه و از دم در تا استرالیا فرش قرمز پهن می کنه، لطفا تخمه مارک ارزون بخرید که بتونید بیشتر بخرید!
منتورینگ کار سختی ه، اما منتی بودن (شاگردی کردن) طاقت فرساتر. این دو رو با هم اشتباه نگیرید. اگر به این سادگی بود، الان همه از ایران رفته بودن.
---
### شانس؟ نه! استراتژی
احتمالا یه سوالی براتون پیش اومده : «فلانی؟! اون که نصف منم بلد نبود، الان تو سوئد چیکار میکنه؟ چطوری رفته؟»
بله، نصف شما دانش برنامه نویسی داره، اما اون شخص بلد بوده کجا را بگرده و چطور خودش رو پرزنت کنه. این ربطی به شانس نداره. طرف روزی فقط دو ساعت برای کارهای غیر از برنامه نویسی وقت گذاشته است٬ حتی یک ساعت!
من در حداقل 4-5 شرکت خارجی به صورت مستقیم کار کردم و بیش از 10 پروژه بین المللی را مدیریت کردم. فقط کافیه ایمپرشن پست های لینکدین سه سال پیش من را با الان مقایسه کنید. فقط سه سال فعالیتی در لینکدین نداشتم (دوستان دلیلش را می دونن) و همین سه سال باعث شد کلی از بازار کار عقب بیفتم.
---
### رزومه فقط 1٪ تأثیر دارد!
اووو... من که رزومه ام رو به ابزارهای بررسی کننده دادم، اکانت پولی خریدم تا قوی تر عمل کنه. پس الان باید شرکتها سرازیر بشن برای دعوت به مصاحبه.
نه دوست خوب من! رزومه مهمه؟ صد در صد. کافیه؟ نه! فقط 1 درصد تأثیر داره. اگر برای گرفتن کار مجبور به انجام 100 کار باشید، هر کدوم 1 درصد تأثیر داره و باید همه رو انجام بدید.
#### اون 99 درصد باقی مانده چیست؟
- کانکشن های شما و نوع پوزیشن اونها
- وبلاگ شخصی شما و مقالاتی که می نویسید
- سطح و روند مقالات (آیا روند روبه رشد دارید؟)
- ساعتی که مقاله را منتشر می کنید با توجه به کانکشن هایی که زدید (الگوریتم های لینکدین و گوگل)
- نحوه پرزنت در دو خط اول رزومه
- فعالیت در شبکه های اجتماعی هدفمند
- و ده ها مورد ریز و درشت دیگه
> شرکتی را می شناسم که هر 6 ماه روند مصاحبه ش رو عوض می کنه و من 3 تا از دوره های مصاحبه ش رو طراحی کرده ام. برای فهمیدن ترند روز کشورهای مختلف، ماهی 2 یا 3 مصاحبه آزمایشی می رم. برام قبولی یا رد شدن مهم نیست؛ من برای ارزیابی نیاز بازار این کار را می کنم.
---
### چک لیست عملی: به غیر از کدنویسی، روی چه چیزهایی کار کنم؟
اگر فکر می کنید رزومه کافیه، سخت در اشتباهید. در ادامه 10 مورد از مهم ترین عواملی که مستقیماً روی دیده شدن شما تأثیر می گذارن رو لیست کرده م:
- پروفایل لینکدین: فقط عنوان شغلی قدیمی ننویسید. از کلمات کلیدی روز استفاده کنید.
- بازنویسی رزومه: رزومه باید اختصاصی برای هر جایگاه شغلی نوشته بشه (نه یک فایل عمومی).
- ساعت انتشار پست: پست های حرفه ای رو در ساعات کاری کشور مقصد (مثلاً اروپا یا آمریکا) منتشر کنید (البته با توجه به کانکشن هایی که دارید).
- محتوا: این مورد یکم اهمیت بیشتری داره و به چند دسته تقسیم میشه٬ اینکه کجا دارید تولید محتوا می کنید.
- اگر در شبکه های اجتماعی منتشر می کنید باز حالات مختلفی داریم.
- به جای اشتراک گذاری لینک، تحلیل شخصیتون رو از یک تکنولوژی بنویسید.
- اسلاید به شدت تاثیر بیشتری داره تا متن خالی.
- متنی که مینویسید فاصله پارگراف ها٬ عنوان٬ استفاده از ایموجی و … رو رعایت کنید.
- متن به همراه اسلاید عالیه.
- متن به همراه اسلاید و لینک مقاله کامل که در وبلاگ خودتون قرار دادید عالی تر!
- اگر در وبلاگ مطلب میذارید٬ مطالب طولانی خیلی خونده نمیشه٬ اگر طولانی هست چند قسمتی کنید.
- خروجی پی دی اف هم بذارید عالی میشه
- گیت هاب فعال: حتی پروژه های کوچک اما با مستندسازی خوب، ارزش بالایی دارن.
- وبلاگ شخصی: موتورهای جستجو، وبلاگ های تخصصی رو خیلی بیشتر از شبکه های اجتماعی می پسندن.
- داستان سرایی در مصاحبه: به جای گفتن «من این کار رو کردم»، بگید «چطور این کار رو انجام دادم و چه چالشی را حل کرد».
- معیارهای سنجش (KPI): در رزومه بنویسید عملکرد شما چه عددی را بهبود بخشیده است (مثلاً 20٪ افزایش سرعت)٬ خیلی وقتها دیدم عزیزان در رزومه نوشتن فلان کار رو انجام دادیم٬ خب آفرین عالی بود ولی شخصی که رزومه شما رو میخونه نمیدونه رو چه پروژه ای با چه اسکیلی کار میکردید و اصلا مشکل چی بوده و کار شما چه تاثیری و از همه مهمتر چقدر تاثیر داشته٬ خلاصه اینکه یک خط کش برای کسی که رزومه شما رو میخونه بذارید تا بتونه توانایی شما رو بسنجه.
- مشارکت در اوپن سورس: حتی یک Pull Request کوچیک در پروژه های بزرگ، اعتبار شما رو چندین برابر می کنه.
- ارتباط با هدهاانترها: فقط به شرکت ها اپلی نکنید؛ با لیدهای استخدامی (Recruiter) در لینکدین مکالمه شروع کنید.
---
### جمع بندی: پرتقال فروش خودتون هستید!
به جای اینکه به دنبال مقصر یا یک راه حل جادویی بگردید، قبول کنید که خودتون باید وارد میدون بشید.
چه باید کرد؟
1. روزی 2 ساعت برای «غیر از کدنویسی» وقت بگذارید.
2. یک وبلاگ راه بندازید و تحلیل های فنی بنویسید (نه صرفاً کپی کد).
3. شبکه ارتباطی خودتون رو هدفمند کنید (کیفیت مهمه، نه تعداد).
4. در مصاحبه ها شرکت کنید تا خودتان رو محک بزنید، حتی اگر قصد تغییر شغل ندارید.
5. پرزنت کردن خودتون رو تمرین کنید؛ تکنیک های داستان سرایی (Storytelling) رو یاد بگیرید.
دوران «فقط کد بزن» به پایان رسیده. اگر اهل تلاش واقعی هستید، جای شما در بهترین شرکت های جهان خالیه. اما اگر منتظر معجزه اید، هیچ کس به دادتان نمی رسه.
یادتون باشد: پرتقال فروش، خودِ شمایید.
نظرات (0)
دیدگاه خود را بنویسید
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است